كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

235

ده سفرنامه ( فارسى )

شما را براى چند دقيقه با شاهزاده و ديگر برادران وزراء تنها مىگذارم . در حدود يك ساعت و نيم بعد وزير در حالى كه كاغذى كه حاوى طرح و پيشنهادات من بود مراجعت كرد و من هم فورا مهرم را كف دستش گذاشتم و با اين ترتيب به تمام مناقشات ناخوشايند پايان داديم . من مىدانم كه اين سخت‌گيرىهائى كه از طرف حكمران شيراز نسبت به من به عمل مىآمد در اثر تحريكات چند نفر بوده كه مىخواستند به من صدمه‌اى برسانند ولى من آنها را مىبخشم و قضاوت اين موضوع را به عهده آنهايى مىگذارم كه شاهد اين ماجرا بودند . آقاى شريدان در مورد مشكلات و معضلاتى كه من با آنها مواجه بودم چنين مىنويسد : « سرهارفورد پس از بازگشت از مجلس مذاكره به ما اطلاع داد كه سرانجام در گفتگوهايش با وزير موفق شده است و او را متقاعد نمود تا فرمانى براى ملكم بنويسد كه در صورت بازگشت به خليج‌فارس به ايران سفر نمايد و مطمئنا از او با گرمى و احترام استقبال به عمل خواهد آمد و در نتيجه نيز سرهارفورد تعهدى به شاهزاده سپرد و با گرو گذاشتن شرافت و موقعيت خود در نزد شاهزاده قبول نمود كه چنانچه ملكم پس از ورود به ايران مرتكب عمليات خصمانه‌اى شود او با تمام قدرت بر عليه وى اقدام نمايد و از فرماندار كل بخواهد تا تمام اختيارات وى را سلب نمايد روز نهم ژانويه حاجى يوسف به ديدنم آمد و موفقيت‌هاى مرا تبريك گفت و اظهار داشت كه من شما را هنوز همان مردى مىبينم كه در زمان پادشاه بدبخت لطفعلى خان درباره جواهرات با هم مذاكره مىكرديم هرگز هيچ اروپايى به ايران سفر نكرده كه زبان فارسى را مثل شما خوب بفهمد ! ميرزا بزرگ بسيار خوشحال خواهد شد كه شما بدون كمك و معاونت او تمام